نگـاه · نامه‌هایی دور از هیاهو نامه سوم

نامه سوم

برای احمد

غوغا

بر آن بودم در آن آشوبِ دگربار
آرام نشسته بنگرم
با تیز نگاهی تنها
خموش و ساکن
بدانسان که در رؤیا.

همهمه بود هر سو و هیاهو
چندان بارانِ غریو و غوغا
گه غافل غرق گشتم بناچار
درونِ تندابِ بی‌امانِ رگبار.

هذیان گفتم خیره و مات
طومار ساختم چند چندان کلمات
شتافتم به عبث تا ظلمات.

ارچه بر آن بودم به جدّ ز آغاز
با تیزنگاهی تنها
خموش و ساکن بمانم
به خود همراز
به رؤیا دمساز.

پاریس
۱۸ فوریه ۲۰۲۵

نویسنده سعید کاظمی
خطاب به برای احمد
تاریخ ۱۳ تیر ۱۴۰۵